ابو طالب حسينى تربتى
326
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و بتجربه من رسيد كه دشمن عاقل بهتر از دوست جاهل باشد چنانچه امير حسين نبيره امير قرغن از دوستان جاهل بود و انچه در دوستى به من كرد هيچ دشمن در دشمني نكند امير خداداد به من كفت كه دشمن را چون لعل و جواهر نكاهدار و چون بسنك لاخي برسي چنانش بر سنك زن كه اثري از وي نماند و نيز كفت كه چون دشمن پناه آورد و زانو زند بر وي رحم كن و مروت نما چنانچه من به توقتمش خان كردم چون به من پناه آورد مروت كردم اكر دشمن مروت و احسان ديده ديكر باره بر سر دشمني رود ويرا بپروردكار بسپار و دوست آنست كه از دوست نرنجد و اكر برنجد عذر پذير باشد تزوك اجلاس و اورن امر نمودم كه فرزندان و نباير و خويشان